تبليغاتX
ms tanha
azad
 




نگاشته شده در ساعت 19 توسط ms




نگاشته شده در ساعت 19 توسط ms

نمی دانم کدامین حس مرا به نوشتن

این همه غم و اندوه می خواند:

شاید به این امید می نویسم

که روزی این نوشته ها با چشمانی

که زیبا ترین خاطره های دنیا

برایم بود خوانده شودو

دستانی گرم از یک عشق ابدی اما سرد و

یخ زدها ز بی وفایی روزگار

آرامش این ورقها را بر هم زند

آرامش لحظه های تنهاییم را

آرامش لحظه هاي بي كسي

لحظه هايي كه مساوي با مرگند

و همه از مرگ من بي خبرند...!!!




نگاشته شده در ساعت 18 توسط ms

 زيبا

به خدا دوستت دارم...!!!

تنهام نزار...




نگاشته شده در ساعت 20 توسط ms

من از اون آسمونه آبی می خوام

من از اون شبهای مهتابی می خوام

دلم از خاطره های بد جداست

من از اون وقتهای بی تابی می خوام

من می خوام یه دست گل به آب بدم

آرزو هام و به یک حباب بدم

سیبی از شاخه حسرت بچینم

بندازم رو آسمون و تاب بدم

گل ایوون بهار دل من

یه بیابون لاله زار دل من

من از اون آسمونه آبی می خوام

من از اون شبهای مهتابی می خوام

دلم از خاطره های بد جداست

من از اون وقتهای بی تابی می خوام

مثل یه دست گل اقاقیا

دلم و باز می کنه بیا بیا

تو میری پشت علفها گم میشی

من می مونم و گل اقاقیا

گل ایوون بهار دل من

یه بیابون لاله زار دل من




نگاشته شده در ساعت 20 توسط ms

  •  

گریه هایم بی صداست

عشق من بی انتهاست

رد پای اشکهایم را بگیر

تا بدانی خانه عاشق کجاست




نگاشته شده در ساعت 17 توسط ms

دارم از چشات می خونم

باورش سخته هنوزم

 

تو نباشی توی شعرام

من دیگه از کی بخونم

 

حالا که می خوام بمونی

شعر رفتن و می خونی

 

قلب من عاشق ترینه

این و از چشام می خونی

 

دست تو تو دست من بود

نمی دونم کی تو رو ازم گرفت

 

نمی دونم که کدوم نگاه شوم

قصه جدایی رو برام نوشت

 

حالا که می خوام بمونی

شعر رفتن و می خونی

 

قلب من عاشق ترینه

این و از چشام می خونی

 

حالا که می خوام بمونی .....




نگاشته شده در ساعت 12 توسط ms

چه می شد گر دل آشفته من

به شهر چشم تو عادت نمی کرد

پرستوی نگاهت ناگهان از

دل آشفته ام هجرت نمی کرد

چه می شد اولین روز جدایی

برایم تا قیامت شب نمی شد

وجود پاک و سرشار از امیدت

گرفتار سکوت و غم نمی شد




نگاشته شده در ساعت 15 توسط ms

ای کاش...                                     

        امتداد لحظه ها

           تکرار دوباره 

        با تو بودن بود

 

                                                      




نگاشته شده در ساعت 11 توسط ms

           هرکه رفت...

پاره ای از دل ما رابا خود برد...

   اما....!!!او که با ماست....!!!

       او که نرفته است

          از آن بپرسید

که چه می کند با دل ما!!؟..... 

                   




نگاشته شده در ساعت 11 توسط ms

منبع كدهاي جاوا