تبليغاتX
ms tanha - که تواند که مرا شاد کند...!!!
azad

درد تنهایی خود را به که گویم

به که گویم که در این جامعه خالی از عشق

همه در تاب خروشند

همه چون سرو به بالا نگرند

به فغان غم هستی

که تواند که مرا یاد کند

وصدای نفسم را ببرد تا که رسد بر دل باران

من که خواهم ولی افسوس

ولی افسوس که نتوانم از اینجا بروم

چون که بر دست و به پایم

کشیدند گلی از گل ریحان

من به سان گلی از باغ گل یاس بدم

که ندانم چگونه به شکوفایی خود شاد شدم

که تواند که مرا شاد کند

و دل غم زده ام را

به سرود غم هستی بسراید

که تواند که مرا شاد کند

 آه....!!!

 

 




نگاشته شده در ساعت 18 توسط ms

منبع كدهاي جاوا